خنده خريش مسخره و مهزل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص612) 
به فتح خاى نقطهدار و كسر راى بىنقطه و سكون تحتانى و شين قرشت خندهاى كه بر كسى از روى هزل و استهزا و ظرافت كنند و بعضى شخصى را گويند كه مردم از روى تمسخر و استهزا و ظرافت و ريشخند بر او خندند و بعضى ديگر شخصى را گفتهاند كه از روى استهزا و تمسخر بر ديگرى خنده زند اول به معنى مفعول است و دويم فاعل و به هر دو معنى شاهد آوردهاند به معنى فاعل در فرهنگ جهانگيرى و به معنى مفعول در مجمع الفردوس سرورى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص352) 
- خنده زدن باشد و افسوس داشتن بر كسى. شمس فخرى گويد: بيت شهنشهى كه زند پاسبان درگه او ز قدر و حشمت بر تير چرخ خنده خريش و استاد فرخى نيز گويد: شعر اى كرده مرا خنده خريش همه كس مار از تو بس جانا ما را ز تو بس و خندهريش نيز گويند. كذا فى التحفه اما از فحواى اين بيت معنى مفعول ظاهر مىشود كه افسوس داشته شده باشد و خنده زده شده باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص442) 
بفتح خاء خنده كه بر كسى از روى هزل و استهزا كنند و كسى كه بر او خنده زنند و ريشخند كنند و بمعنى فاعل و مفعول تمسخر هر دو آمده و آن را خنده ريش نيز كويند و ريشخند نيز بهمين معنى است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص352) 
(اسم مرکب) كسى كه بر او خنده زنند و ريشخند كنند. مضحكه. مسخره. مايۀ سخريه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1164) 
[اسم] [فارسی] خندهاى كه از روى هزل و استهزا و ظرافت بر كسى كنند. و كسى كه مردم از روى تمسخر و استهزا و ريشخند بر وى خندند. و كسى كه از روى تمسخر و استهزا بر ديگرى خنده زند و تمسخر كننده. و تمسخر كرده شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1409) 
سخره و فسوس بود.فرخى گويد : اى كرده مرا خنده خريش همه كس#ما را از تو بس نگارا ما را از تو بس 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص106) 
خند خريش و خنده خريش خنده زدن و افسوس- داشتن بود(بر كس).فرخى گفت: بيت اى كرده مرا خنده خريش همه كس ما را ز تو بس جانا ما را ز تو بس 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص150) 